
این شعر به مناسبت بیستمین سالگرد رهائی بنیان گنکره60، بیستمین سال روشن شدن نور، تقدیم به استاد و بنیان کنگره که از طرف مسافر جواد رهجوی لژیون شماره 8 شهرری، سروده شده است. حرف اول کلمات سر هر مصراع، پیام تبریک صمیمانه شاعر را میرساند.حمد به دادار جهان آفرین سرو گلستان غزل بر نگینیعنی همان معنی آزادگی نای نفسهای من از بندگی جان غزل از پی دیدار اوست از نفس نامهی اسرار اوست نامهی او نام ز من میبرد بهر تو آرامش جان میخرد یاد تو آرامش جان است مرا سنبلی بر باغ جنان است مرا تا ز تو آرامش جان میخرم مستی از آن رود روان میبرم یاد تو آرامش جانم شده نام تو هم ورد زبانم شده بینم اگر روی تو در روی دوستهر نفسم تک تک اسرار اوست از سخن عشق به عاشق مگو راه معشوقه ز عاشق مجو عشق بهاریست بر این زندگی ای همهی عشق بر این بندگی شیشهی عمر، بدست شماست قامتِ قَدَّم ز عشق خداست یاد تو در شعرم و در شور شد تا که جوادت به تو مشهور شدمونس جانی تو مرا جان دهم بحر عیانی تو مرا آن دهم از سر هر مصرع شعر جواد راحت جانی ودلم را مراد کودک افکار پریشان من باغ منی عشق منی جان من ای سر و جانم بهفدا کن سخن دادهای اسرار جهان از کهن سراینده: مسافر جواد (لژیون هشتم شهرری) موضوعات مرتبط: دل نوشته مسافران برچسبها: کن لژیون امیرهوشنگ سوقندی _ درمان اعتیاد...
ما را در سایت لژیون امیرهوشنگ سوقندی _ درمان اعتیاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 219 تاريخ: دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت: 0:31